تبليغاتX
مشق عشق - کجایی ؟!

♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥

عشق - مشق عشق - اشعار عاشقانه - ترانه عاشقانه

اگه اومدم اینترنت و خود و روحم رو درگیر کردم  برای این بود که تنها بودم (از لحاظ روحی به معنای واقعی کلمه)  خصوصاً اواخر دانشگاه ، اونقدر که دیگه برام قابل تحمل نبود.

چند روز پیش تلوزیون بحث بیماری افسردگی داشت ، از علائمی میگفت که  دو سه سال هست به شدت در من وجود داره. آخه چرا ؟ چرا با اینکه موقعیت و شرایطم نسبتاً خوبه ، نباید احساس خوشبختی کنم ؟  چرا مجبور شدم به اینترنت وابسته بشم ؟! چرا موجودی بی روح به نام کامپیوتر باید محرم راز من باشه ؟

کمتر از یک سال بود که هر وقت دلم میگرفت ، فایل خاطرات رو از کامپیوترم باز میکردم و چند خطی می نوشتم و با خدای خودم و گاهی هم با عشقی خیالی درد دل میکردم.

شاید بهتر باشه با همین عشق خیالی ام ادامه بدم ، لااقل دروغ نمیگه ، خیانت نمیکنه ، دو رنگی بلد نیست و دل شکسته بر جا نمیذاره .....

{این روزا خیلی کم خاطره مینویسم ، تکه هایی از دفتر خاطراتم که قبلاً نوشته بودم انتخاب کردم :}

شبهایی بود که از شدت عشقش و شاید خوفش با اشک به استقبال خواب شبانه می رفتم. 

وقتی تنها می شدیم عشق ما هم اوج می گرفت.

یکی من می گفتم یکی او ، صدایش را با گوش قلبم می شنیدم و دست نوازشش را بر سرم احساس می کردم. یادش بخیر ، کاش دوباره برگردد.

{ واقعاً یادش بخیر ! اون رضا کجا و این رضای فعلی که سر نمازهای روزانه اش هم مشکل داره...}

هنوز شمع عشقی که از ازل در درونم شعله ور کرده روشن است ،

 ولی دلم می خواهد زبانه بکشد و تمام وجودم در آتش عشقش بسوزد.

کاش می توانستم آرامشی را که در لحظه با او بودن تجربه می کنم را برای همیشه با خود داشته باشم.

{ هر وقتی کسی ازم پرسیده هدفت چیه، گفتم: آرامش! مگه همه آدمها جز به دنبال این هستند؟
دیگه حالم از شنیدن چیزهای مثل عشق و ... (از نوع زمینی) به هم میخوره ، با این وجود قسمتی از نامه ای که برای عشق خیالی ام نوشته بودم میذارم و منتظر روزی ام که اونها رو بخونه : }

کاش زودتر از این با تو آشنا شوم.

کاش در این لحظات سخت تنهایی کنارم بودی.

کاش بودی تا روح تشنه ام را با عشقت سیراب می کردی.

کاش بودی تا در آغوشت می گرفتم  و جمله معجزه گر « دوستت دارم » را بر زبان می آوردم.

کاش بودی تا به چشمان مهربانت می نگریستم و می گریستم تا اشکهایم کلمه عشق را بر گونه هایم بنویسد.

کاش « زمان » بین من و تو فاصله نمی انداخت.

کاش امشب که بخوابم ، خواب تو را ببینم.

کاش تو هم بخواهی که خواب مرا ببینی.

کاش بودی تا هنگام دیدارت ، نفسم به شماره و قلبم به تکاپو افتد تا از صدای نفسم و ضربان قلبم و نگاه منتظرم بدانی که   

« تا خدا هست و عشق ،  عاشق خواهم ماند »

 

کمی بیشتر از یک ماه تا پایان سال 84 مانده و من همچنان در انتظار آن لحظه فراموش ناشدنی ام :

 لحظه ای که پنجره چشمانم به دیدارت باز شود و نسیم خوش عشق به کلبه درونم راه یابد ،

آنگاه که نگاهت تیری  بر قلبم نشانه رود و دلم را تسخیر کند ،

هنگامی که بتوانم از این خودخواهی بیرون آیم و تو را دوست داشته باشم ،

وقتی لبخند لبانت ، التیام بخش زخمهای روانم شود ،

آن زمان که با صدای قلبم هم نوا شوی و باهم ترانه محبت را زمزمه کنیم .

کجایی ؟! تو هم مرا بخواه ، شاید دعای تو مستجاب شود ..... 

 

شب سردیست و من افسرده ، راه دوریست و پایی خسته ، تیرگی هست و چراغی مُرده

میکنم تنها از جاده عبور، دور ماندند ز من آدمها، سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا بر غمها

... هر دم این بانگ بر آرم از دل ،  وای این شهر چقدر تاریک است ، اندکی صبر سحر نزدیک است... 

 >>> دانلود ترانه سفید و سیاه (خواننده : محمد اصفهانی)


زندگیمون هر چقدر رنگی بشه  -  دو برابر دلامون سنگی میشه

دور دلهاتون چرا نرده داره    -   قاب چشماتون چرا پرده داره

... دلها اون روز پر پرواز میشه – همه پنجره ها رو به خدا باز میشه

>>> دانلود ترانه پنجره ها

 

شبانه روزم همش با غم نمیگذره. ولی چون همدمی ندارم غصه هامو میارم اینجا ...

میترسم وقتی بیایی که :

آمدی جانم به قربانت ، ولی حالا چرا   / بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

نوشدارویی و بعد از مرگ سهراب آمدی / سنگدل این زودتر میخواستی ، حالا چرا

 

+ خط خطی شده در  شنبه 1386/03/19ساعت 19:45  توسط:  رضا & راض  |