تبليغاتX
مشق عشق - خط خطی های ذهن من

♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥

عشق - مشق عشق - اشعار عاشقانه - ترانه عاشقانه


برای اونایی که نمیدونند میگم 
این  >>>  ...:||:...   یا چیزی شبیه به اون
در حالت معمولی فقط امضاء من هست
ولی بعضی وقتها حرف میزنه
اگه با گوش سالمتون زمزمه هاشو بشنوید ...
                                                              دانلود تیتراژ "توی گوش سالمم زمزمه کن"





چقدر زود دیر شد 
بهار 86 داره میاد...

نمیدونم از کجا شروع کنم ،

اونقدر حرف توی ذهنم هست که میتونم کتابی بنویسم.
فعلا چند صفحه ای از این کتاب رو مینویسم.
خوش بحال اونایی که تا چیزی ذهنشون را مشغول میکنه میارنش توی وبلاگ ، و درونشون انباشته نمیشه ...

ایندفعه نمیخوام شعر بنویسم ، اگه هم میخواستم بنویسم همون قطعه اشعار « فروغ فرخزاد » که توی همه وبلاگهاتون به یادگار گذاشتم .

از تصاویر هم خبری نیست ، فقط تصویر خودم را میذارم :

 

این تصویر منه  ،

انعکاس درون من !

روح به ظاهر صاف و سفید و زنده ، ولی در باطن خسته و فرسوده  و بی استفاده

توی این چند سال اخیر خیلی Refresh کردم ، هر بار کمی زنده میشد

ولی روز به روز بی رنگ تر شد تا اینکه به این شکل در اومد !

 

یه وقتهایی نظرات دیگران برام مهم میشه

خوشحال میشم نظرتون رو درباره تصویرم بهم بگید !

 

اگه بخوام خلاصه اش کنم ، میگم :

من معتادم !

من به ناامیدی خویش معتادم

من به تنهایی خود معتادم

من  به درد خود معتادم

.....

احساس میکنم در زندگی گذشته به حق خودم نرسیدم

و استعدادهای شکوفا نشده ای دارم که باید کشف میشد !

و اگه شرایط بهتری داشتم ، میتونستم یک بنده خیلی خوب خدا باشم

یک فرزند نمونه ای برای والدینم ، و یک فردی مفید برای اجتماع  ...

 

یک روانشناس میگفت : اگه جای مشخصی از بدن درد میکنه ، نشانه یک بیماری هست ،

ولی وقتی تمام بدن درد میکنه ، جنبه روانی داره نه جسمی.

بعضی وقتها سلول به سلول بدنم درد میکنه و فریاد میزنه ، ولی کسی صداهاشو نمی شنوه.

 

خطی که انتخابش کردم بی انتها نیست

اگه روی پنجه پاهام بایستم ، میتونم ته خط رو ببینم.

آخر این جاده جدایی هست

علائم کنار جاده هم اینطور نشون میده ...

اگه به آخرش رسیدم ، ترجیح میدم همون ته خط منتظر بشم  

و  در انتظار یک جاده کاملاً بی انتها بمونم ...

 

 

همه سر دو راهی گیر میکنند

من سر N  راهی !

 

دلم میخواست کسی که دوستش دارم کنارم باشه

تا مجبور نباشم از خدا بخوام توی خواب ببینمت

دلم میخواست هر وقت بهت نیاز داشتم ، بتونم باهات حرف بزنم

 

سریال « پرواز در حباب » ، خودم را جای « امید » گذاشتم.

قرصهای تنهایی و بی انگیزگی در جانم نفوذ کرده و تبعات روحی و جسمی اون به این راحتی و با چنین رابطه های محدود عاطفی از من دور نمیشه ، روزی بود که همین مقدار دوای دردم بود ، شاید روزی برسه که خیلی دیر بشه و حتی یک عشق کامل و دائمی هم نتونه کمکم کنه !

 

تجربه عاطفی من محدود به همین محیط و سال جاری بوده ، باور کردنش کمی مشکل هست ، چون پسرها تلکیفشون مشخصه ، یا از اول جوانی دنبال این چیزا هستند و یا ... ولی کمتر پیدا میشه که بعد 24 سالگی تصمیم بگیره یک تجربه عاطفی داشته باشه.

به این فکر میکنم که اگه من هم مثل برخی هم سن و سالهای خودم به دنبال دوستیهای خیابانی بودم ، وضعم از این بهتر نمیشد ؟  جوابش نه هست ، نه تنها بهم آرامش نمیداد ، شاید بدتر هم می شد ...

 

من چی ؟  اگه نتونم خودم پیداش کنم  ، باید دو سال دیگه منتظر بمونم ، آخه مادرم بر خلاف روزهای گذشته که شعار میداد و میگفت : اول یکی پیدا کن بعد برو سربازی ... ، ولی امروز میگه: هنوز زوده ( ! ) بذار سربازی که تموم شد ...

 

از عشقی که  راحت بدست میاد خوشم نمیاد. (قابل توجه دخترها ، بیشتر پسرها اینطوری هستند ، به شرطی که واقعاً دنبال عشق باشند نه هوس )

 

 

پوچ شدن حس خوبی به آدم میده ، البته خود پوچی نه ، نتایجی که به دنبال داره.

پوچ شدن یعنی دل کندن از دنیا و همه ظواهر و لذتهاش ،

انگار که به لبه یک پرتگاه وحشتناک رسیده باشی  ،

ولی به موقع نجات دهنده ات را پیدا کنی : خدا ، آرامش دهنده قلبها

بعضی ها پاهاشون میلغزه و پرت میشن توی دره

من ؟  من در لبه پرتگاه درجا میزنم ، به امید روزی که دستم رو بگیره ...

 

خیلی حرف زدم ، فعلا کافیه.

آخر خط خطی های ذهنم را با چند تا جمله خوب تمومش کنم :

بی خیال !

دنیا ارزش غصه خوردن نداره

(اگه راستش را بخواهید واسه دنیا غصه نمیخورم ، واسه آخرتم نگرانم ...)

فردا هم یک روز جدید و خوب خدا هست

روزی که میتونه شروع یک تولد دوباره باشه

یک Refresh  دوباره ، یک تازه سازی و بازسازی مجدد روح و ذهن

اینکه این تولد چند ساعت یا روز یا ... طول بکشه مهم نیست ،
مهم اینه که نذاریم به یک مُرده متحرک تبدیل بشیم

افکار منفی پَر

عاشق عشق باشیم ، نه عاشق شخص

گذشته تبدیل میشه به تجربه ای برای آینده ای بهتر

اگه گذشته تلخ بوده ، دلیلی نداره حال و آینده هم تلخش کنیم

چند تا تنفس عمیق سرشار از اکسیژن ناب جوانی

و بعدش : بسم الله الرّحمن الرّحیم ... الهی به امید تو ...

 

+ خط خطی شده در  پنجشنبه 1385/12/03ساعت 0:1  توسط:  رضا & راض  |