تبليغاتX
مشق عشق - حرف دل

♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥

عشق - مشق عشق - اشعار عاشقانه - ترانه عاشقانه

دانلود ترانه سریال از نفس افتاده (1)          دانلود ترانه سریال از نفس افتاده (2)


... بعد حدود یک ماه اومدم که وبلاگم رو خط خطی کنم.

اینجا داره بارون  میباره روی غبار جاده ها

هوای دل من هم ابریه ، چشمام بارونیه

توی دلم پر حرفه ، ولی زمستون خیال رفتن نداره ...
(این جملات رو دیروز نوشته بودم )

 

 

به این نتیجه رسیدم که جای بعضی حرفها توی وبلاگ نیست ...


این چند تا تصویری که گذاشتم ارزش دیدن داره

            


این تصویر انیمیشن را ببین (نوشته های فارسیش دستپخت خودمه) :

 

 

 

          این ماهی هم وصف حال بعضی وقتهای منه !

 

 


همه زمستانها در من است و خیال رفتن نداره ...

ياد آنشب كه ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهی تشنه و ديوانه عشق

 

« دوستت دارم »  خموش و خسته جان
باز هم لغزيد بر لب های من
ليك گوئی در سكوت نيمروز
گم شد از بی حاصلی آوای من

ناله كردم: آفتاب ... ای آفتاب
بر گل خشكيده ای ديگر متاب
تشنه لب بوديم و او ما را فريفت
در كوير زندگانی چون سراب

در خطوط چهره اش ناگه خزيد
سايه های حسرت پنهان او
چنگ زد خورشيد بر گيسوی من
آسمان لغزيد در چشمان او

آه ... كاش آن لحظه پايانی نداشت
در غم هم محو و رسوا می شديم
كاش با خورشيد می آمیختيم
كاش همرنگ افق ها می شديم

یک پنجره برای دیدن
یک پنجره برای شنیدن
یک پنجره که مثل حلقه ی چاهی
در انتهای خود به قلب زمین میرسد
و باز می شود بسوی و سعت این مهربانی مکرر آبی رنگ
یک پنجره که دستهای کوچک تنهایی را
از بخشش شبانه ی عطر ستاره های کردیم
سرشار می کند .
و می شود از آنجا
خورشید را به غربت گل های شمعدانی مهمان کرد
یک پنجره برای من کافیست.

وقتی که چشم های کودکانه ی عشق مرا
با دستمال تیره ی قانون می بستند
و از شقیقه های مضطرب آرزوی من
فواره های خون به بیرون می پاشید
وقتی که زندگی من دیگر
چیزی نبود ، هیچ چپیز بجز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم ، باید، باید ، باید.

یک پنجره برای من کافیست
یک پنجره به لحظه ی آگاهی و نگاه و سکوت
اکنون نهال گردو
آنقدر قد کشیده که دیوار را برای برگ های جوانش
معنی کند
از آینه بپرس
نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد
تنهاتر از تو نیست ؟

همیشه خواب ها
از ارتفاع ساده لوحی خود پرت می شوند و می میرند
آیا دوباره من از پله های کنجکاوی خود بالا خواهم رفت
تا به خدای خوب ، که در پشت بام خانه قدم می زند

سلام بگویم؟

 

به تصویر لوگوی جدید وبلاگم دقت کردید ؟
قبلاً تصویر دستها با یک قلب شکسته رو به پایین بود ، ولی الان رو به بالاست ، به طرف خدا

هدفی که امیدوارم بهش برسم ، آمین

 


 

حرفی به من بزن
آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد
جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد؟

حرفی به من بزن
من در پناه پنجره ام
با آفتاب رابطه دارم .

 ...

 

و آستانه پر از عشق میشود
و من در آستانه به آنها که دوست میدارند
و دختری که هنوز آنجا ،
در آستانهء پر عشق ایستاده ، سلامی دوباره خواهم داد


دانلود ترانه سریال از نفس افتاده (1)         دانلود ترانه سریال از نفس افتاده (2)

+ خط خطی شده در  دوشنبه 1385/11/16ساعت 0:1  توسط:  رضا & راض  |