♥♥♥♥♥ بنام یگانه عاشق ♥♥♥♥♥
|
|
|
|
|
« عشق » برای هر کس یک معنی به خصوصی داره : یکی میگه عشق یعنی علاقه شدید قلبی یکی میگه عشق یعنی دوست داشتن واقعی یکی میگه عشق یعنی دوست داشتن تا سر حد فدا کردن جان یکی میگه عشق هوسهای یک انسان است یکی میگه عشق نیاز روحی هر انسان است یکی میگه عشق یعنی فنا شدن برای معشوق یکی میگه عشق وقتی هست که «من» و «تو» یکی بشیم یکی میگه عشق ، دوست را دیدن و خود را ندیدن یکی میگه عشق حرکت به سوی هدف ، حتی اگه نرسی یکی میگه عشق یعنی انتظار بعضی ها هم به خاطر راحتی میگن : دوست داشتن از عشق بهتره ! از این طور آدمها باید پرسید : دوست داشتن یعنی چه ؟ به نظر شما عشق یعنی چه ؟ آیا لازمه که جواب این سوال رو بدونیم ؟ یا هر چه به نظر خودمون عشق اومد ، همون عشقه ؟! به نظر من « عشق » کمی از تمام موارد بالاست و قطعا عشق یک نیاز است (حداقل اینکه عاشق نیازمند عشق است و تنها عاشق بی نیاز خداست) هر چقدر این نیاز از خودخواهی فاصله بگیره و به سوی دیگر خواهی پیش بره به عشق نزدیکتره (حداقل برای شروع باید 50-50 باشه) یعنی علاوه بر اینکه به خودش فکر میکنه به فکر طرف مقابل هم هست. هر چه بیشتر منافع معشوق را به منافع خود ترجیح بده (در اصل نفع اون را برابر نفع خود بدونه) بنابراین این عشق خالصتر خواهد داشت. این موضوع حتی ممکنه شامل جدایی و هجران باشه چون معشوق این رو خواسته ! یعنی اینکه : گفتي محبت كن برو ، باشد ، خداحافظ ، ولي عشق هم مثل خیلی چیزهای دیگه سلیقه ای و نسبی است. عشق یعنی تمام امکانات و داشته ها در خدمت معشوق. عشق یعنی اینکه دیگه خودت رو نبینی : همه ذرات جان پيوسته با دوست همه انديشه ام انديشه اوست نمي بينم به غير از دوست اينجا خدایا اين منم يا اوست اينجا ؟ خلاصه اینکه : (فریدون مشیری) به او گفتم قبولم كن كه رسوايت شوم او گفت بهتون حق میدم اگه حوصله نکردین بخونید ، چون خودم هم نفهمیدم چی گفتم !
اگه عاشق هستید شعر زیر بهونه خوبیه برای ابراز علاقه :
|
||